چشمامو می بندم. دو باره ذهنم سرک می کشه به خا طراتی که خیلی دور نیست،خاطراتی که هنوزم وقتی مرورشون می کنم هیچ جواب قانع کننده ای برای اشتباهات گذشتم پیدا نمی کنم.البته اگر بشه گاهی اسم صداقت رو گذاشت اشتباه.این روزا تر جیح می دم بیشتر سکوت کنم. اما مدام از خودم می پرسم نکنه از سکوتت اینطور برداشت می شه،که به اطرافیانت اجازه می دی هر طور که دلشون خواست با هات رفتار کنن.سکو تم بخاطر  اینه که این بار هم با دلم تصمیم گرفتم.ولی اصلا پشیمون نیستم .