واگویه های یک ذهن پریشان
نمی دونم تکلیفم با حرف هایی که پشت یه بلاتکلیفی همیشگی صف کشیدن چیه؟
دارم فکر می کنم رفتار کردن حرف هایی که قدرت گفتنشون رو ندارم همیشه هم خوب نیست.
چقدر بده که زمانی چاره ای جز بی تفاوتی به همه چیزهایی که زمانی برات مهم بودن رو نداشته باشی و باز هم بی تفاوت به همه چیز و همه کس فقط به روبرو نگاه کنی و لبخند بزنی.