نگار جواهریان برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن

دلم برای "هیچ "تنگ می شود

بهناز شیربانی:ساده و صمیمی است . این صفاتی است که می توان برای نگار جواهریان به راحتی به کار برد.بازیگر جوان سینمای ایران طی یک سال گذشته اتفاقات خوبی را تجربه کرده است. "تنها 2 بار زندگی می کنیم""کتاب قانون""طلا ومس " و "هیچ "فیلم هایی است که 2 تای اول در سینما ها به اکران عمومی و 2 تای بعدی هم در جشنواره فیلم فجر به نمایش در امد و یک سیمرغ بلورین برای نگار جواهریان به ارمغان اورد. فیلم "هیچ "حضور متفاوت نگار جواهریان در سینمای ایران است.با او در این مورد صحبت کردیم .

 

ادامه نوشته

روزهای خوب

 

 

یه وقتایی شیرینی های کار انقدر برام خوشاینده که سختی هاش رو احساس نمی کنم.مثل فرصت یک ماهه بودنم در کنا ر دوستانم در ستاد خبری نمایشگاه کتاب. به همین زودی کلی دلم برای تک تکشون تنگ شده.

خوشحالم

خوشحالم که تکلیفمو  با زندگیم روشن کردم

خوشحالم که دارم بزرگ می شم ...

خستگی

دقیقا دو شبه که نخوابیدم  و حس می کنم همین الانه که غش کنم رو این کاغذ های خطی خطی مصاحبه های تنظیم نشده.روزهای سختیه اما این سختی رو دوست دارم . اصولا هر وقت درگیر کارم به مسائل حاشیه زندگیم کمتر فکر می کنم و این خیلی خوبه . چند روزیه که دارم یه نقشه درست و درمون برای زندگیم می کشم یا به قول بعضی ها برنامه ریزی می کنم اما تجربه نشون داده که هر وقت با برنامه به زندگیم نگاه کردم به هیچکدو مش  نرسیدم  . خدا کنه این بار اینجوری نباشه ...

این روزا از آدم های دور و برم چیزهای زیادی یاد می گیرم . مثل اینکه باید صبور باشم . حتی بیشتر از قبل ...

بابا من چشام در اومد از بی پولی به امام هشتم .

(دیالوگی از فیلم بی پولی ساخته حمید نعمت الله)

عاشقانه ای که دوستش دارم

دیشب فیلم "چهار شب با آنا" ساخته jerzy skolimowski  رو دیدم. فیلم عجیب و غریبیه. یک درام عاشقانه که تا پایان به راحتی نمی تونی از تک تک پلان هاش بگذری. دیالوگ های این فیلم شاید از چند خط بیشتر نبود . اما بازی ها به شدت روان و باور پذیره. دو تا از سکانس های فیلم رو خیلی دوست دارم.جایی که مرد بیرون از خونه خاطره  هاشو آتیش می زنه و بعد بی تفاوت به اونها تو خونه مشغول ساز زدنه.و سکانس نهایی فیلم که همذات پنداری عجیبی با شخصیت اول فیلم  احساس می کنی .حرکت دوربین یه جا هایی خیلی خوبه و البته تدوینی که کلیت کار رو قابل قبول می کرد .البته فکر می کنم حال خوب من بعد از دیدن فیلم "طلا و مس " هم تو دیدن این فیلم بی تاثیر نبود. انقدر که حتی سردرد وحشتناکی که از صبح با هام بود رو فراموش کردم .