من دوچرخه ام را در زیرزمین قایم کردم تا هیچ کس نتواند آن را بدزدد٬

من مداد رنگی هایم را در جامدادی گذاشتم که گم نشود٬

من لباس هایم را در گنجه گذاشتم و درش را قفل کردم که دست کسی به آنها نرسد٬

من توپم را در کیسه توری گذاشتم و به دیوار آویختم تا ٬کسی آن را برندارد٬

و سال ها  از آنها مواظبت کردم .

اما نمی دانم چه موقعی ٬چه کسی ٬از کجا٬ آمد و روز های کودکی مرا برد.

منوچهر احترامی